امیر حسینامیر حسین، تا این لحظه: 18 سال و 1 ماه و 1 روز سن داره

امیر حسین منصورفر

بدون عنوان

1391/4/28 19:46
نویسنده : مریم سلطانی
144 بازدید
اشتراک گذاری

امیر حسین عزیزم این روزهای گرم تابستانی من و تو با هم به مدرسه تو میرویم و تو بدون من سر کلاس نمیشینی و اگر من از کلاس  بیرون برم گریه میکنی اما با این وجود به قول خودت مدرسه را خیلی دوست داری مخصوصا نقاشی کردن

را و همینطور خمیر بازی  و کار کردن با قیچیanimated-gif

 

 

.خلاصه اینکه من و تو فعلا از هم جدا شدنی نیستیم و اقای مشاور هم گفت که بهتره تا زمانی که تو میخواهی با تو و در کنار تو باشم.آره با تو میمونم واسه همیشه...

راستی امیر حسین اینها رو مینویسم که بعدها که بزرگ شدی خودت بخونی احتمالا اونوقت برات جالبه که از حال و روز دوران خردسالیت با خبر بشی

میخواستم بگم که این مسافرتی که چند روز پیش با هم رفتیم خودت بهم گفتی که بهت خیلی خوش

گذشته و گفتی که مامان بازم بریم کشتی Gifs Shipسوار شیم انان (الان)بریم .جمله خودت:برو بابا رو بیدار کن انان بریم کشتی دوباره بریم ترکیه همین انان..

و بعد بابات ازت پرسید که چرا اینقدر دوست داری بری اونجا و تو گفتی که:اخه باید بریم بادکنکهامو از تو اب در بیارم (چون وقتی سوار کشتی شدیم بادکنکهاتو باد برد و تو اونجا برای اونها کلی گریه کردی اما باز هم دوباره یک بادکنک دیگه از زیر صندلیها پیدا میکردی و خوشحال میشدی..آره این روزها آرزوی بچگی تو پیدا کردن بادکنکی هستش که باد با خودش برده چشمکلبخند) 

و من هم با وجود اینکه خیلی در این مسافرت از دست شیطونیهای تو کلافه شدم اما بهت قول میدم که باشه بازم میریم همه اون جاهایی که تو دوست داری و بهت خوش میگذره

قلبماچقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)