اميرحسين-زمستان٩٦-اصفهان
روزهای خوب زندگی
سلام به همه عزیزانی که وبلاگ منو دنبال میکنند. این روزها جزو بهترین روزهای زندگی من و امیر حسین و آیدا کوچولو هست. من یعنی مامان امیر حسین تصمیم به ادامه تحصیل گرفتم و الان هم دانشجوی دکترا هستم. هم در دانشگاه تدریس می کنم هم به درس و مشق امیر حسین رسیدگی میکنم و هم با آیدا جون خاله بازی می کنم خلاصه کلی کار سرم ریخته اما خدارو شکر که احساس خوبی دارم و خوشحالم ... دلیل اینهمه مقدمه چینی به خاطر آپدیت نکردن و بدقولی ام بود. امیر حسین الان کلاس سوم هست و شاگرد ممتاز مدرسه هست.پسر خوشتیپ منه دیگه!!! سعی می کنم عکسهای جدید رو بذارم و بروز رسانی کنم . اما امروز فرصت نمی کنم ایشالله یه روز دیگه در پایان می خوام همینج...
نویسنده :
مریم سلطانی
9:07
اين روزها
سلام به همه به همه كسانيكه اين وبلاگ رو دنبال ميكنند بعد از مدتها اومدم تا ببينم ميتونم دوباره عكس و مطلب بذارم راستش امير حسين ديگه بزرگ شده و به قولي مرد شده ميخواد بره كلاس اول و اين تابستون همش با دانيال داره از فرصتهاي باقي مونده نهايت لذت رو ميبره امير حسين صاحب يك خواهر كوچك هم شده كه اينهم علت نبود منو تو اين مدت ميتونه توجيه كنه و خلاصه كلي اتفاق هاي خوب و عجيب كه تو اين چند سال افتاده سعي ميكنم عكس ها رو بذارم بروز و به لحظه البته الان با گوشيم هستم اگر نشد دوباره ميام و اينجا رو بروز رساني ميكنم حتما قول ميدم قول ميدم
نویسنده :
مریم سلطانی
12:53
امیر حسین و نرگس
الهی من فدای اون خنده های قشنگت بشم...هر روز و هر لحظه و هر ثانیه دوستت دارم به معنای واقعی ..فراتر از هر آنچه که تصور کنی..عاشقتم عزیز دلم الهی خدا همیشه پشت و پناهت باشه و همیشه لبانت پر از خنده و تنت سالم باشه .. آره دوستت دارم عزیزکم. ...
نویسنده :
مریم سلطانی
12:07







