بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
امروز میخوام شعر مورد علاقه ات را بنویسم البته به زبان خودت و با لهجه کودکانه خودت: توی ده شلمرود حسنی تک و تنها بود حسنی نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو مون بلند روی سیاه ناخن دراز واهو واه واه نه فلفلی نه گلگلی نه مرغ زرد کاکلی هیچکی باهاش رفیق نبود تنها روی ٣ پایه نشسته بود تو سایه باباش میگفت حسنی میای بریم حموم؟ نه منیام نه منیام موهاتو میخوای اصلاح کنی؟نه منیخوام نه منیخوام (بعضی وقتها هم میگی آره میام میام میام) چرا منای؟چرا منیخوای؟واسه اینکه من صبح تا غروب میون آب کنار جوب مشغول کار شستشو امااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو چی؟؟؟ .................
نویسنده :
مریم سلطانی
12:10
دلنوشته های مامان امیر حسین
سلام عزیز دلم.قشنگم.عمرم.نفسم.امیدم.قشنگترین بهانه زندگیم.امیر حسین خوبم میخواهم بدونی که مامانت همیشه عاشقته عزیزم راستش این روزها که حرف زدنت داره شبیه آدم بزرگها میشه تصمیم گرفتم خاطرات کلمات تو رو ثبت کنم مثلا قبلا به افتاده میگفتی اففافه ولی الان درست تلفظ میکنی خب راستش میخوام وقتی بزرگ شدی بدونی که کلمات تو چه شکلی بودند اینهم نمونه کلمات ماندگار تو: ماشین:آواوا گاهی هم آبابا آقا:آگاییگا نمیخوام:منیخوام نمیام:منیام وقتی هم خیلی کوچیکتر بودی به اردک میگفتی اردت به پارک میگفتی پارت و حالا کلمات قصار تو:دیگو دیگو داگو دیگو دست و دیگو ق/ ق/ یا گ/ گ/ کارتون مورد علاقه تو در سن 3 سالگی:مو مو در جزیره خوانن...
نویسنده :
مریم سلطانی
11:56
بدون عنوان
امیر حسین گلم یادم رفت بگم که یکی دیگه از کلمات قشنگت که جالبه اینه:قانگاره.و.بمباره میخواستم یاد هردومون بمونه که چقدر توی موبایل بابا رضا با این کلمات من دراوری خودت حرف میزدی و بازی میکردی با اون گربه سخنگو واون هاپوی خنده دار ...
نویسنده :
مریم سلطانی
23:10
بدون عنوان
خاطره قشنگ من و امیر حسین قبل از تولدش ...
نویسنده :
مریم سلطانی
0:22











